تبليغاتX
عشق به زندگی(تنهایی........زندگی)
 
برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 
 
 

 

A kiss on the head

A kiss on the head, wipes away misery.

I kiss your head.

A kiss on the eyes, takes away sleeplessness.

I kiss your eyes.

A kiss on the lips, quenches the deepest thirst.

I kiss your lips.

A kiss on the head, wipes away memory.

I kiss your head.

 

    بوسه بر آن پيشاني

    بوسه بر آن پيشاني، شوربختي را مي‌زدايد.

    مي‌بوسم آن پيشاني‌ات را.

    بوسه بر آن چشمها، بي‌خوابي را مي‌رَمانَد.

    مي‌بوسم چشمانت را.

    بوسه بر آن لبها، عميق ترين عطش‌ها را فرو مي‌نشاند.

    مي‌بوسم لبانت را.

    بوسه بر آن پيشاني، خاطرات را از ذهن مي‌زدايد.

    مي‌بوسم پيشاني‌ات را

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط پسری از دیار تنهایی
 
 
 
 
  

 

 

     كوه اندوه

 

 

 

    لرزه‌اي بر شانه‌هايم

 

       زير آوار اين كوه!  پرواز روح.

 

     بگذار اكنون سرودي سر دهم از اندوهي كه

 

        خود، كوه من است.

 

 

 

 

ظلماتي كه ديگر

 

    هرگز راه را بر هجوم آن نخواهم بست.

 

بگذار اكنون سرودي سردهم از اندوه

 

     از ستيغ پر شكوه اين كوه!

 

 

 

 

        در دنيايي كه اكثريت

 

      هراسيده وخميده پشت‌اند

 

       من تنها يكنفر را مي‌شناسم

 

        به بي پروايي خودم.

 

 

 

در دنيايي كه بيداد مي‌كند

 

نيازمندي و طلب

 

   من تنها يك نفر را مي‌شناسم

 

به وارستگي خودم.

 

 

 

 

   در دنيايي كه خاك و

 

   پيچك همه چيز را مي‌پوشاند

 

   من تنها يك نفر را مي‌شناسم ---- تو ----

 

  هم قله  با  روحم.

 

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط پسری از دیار تنهایی
 
 
 
 

به نام حق
روزی روزگاری در جزيره ای دور افتاده تمام احساسها در كنار هم به خوبی و خوشی زندگی می كردند
خوشبختی. پولداری. عشق. دانائی. صبر.غم. ترس.......هر كدام به روش خويش می زيستند .تا اينكه يك روز دانائی به همه گفت: هر چه زودتر اين جزيره را ترك كنيد زيرا به زودی آب اين جزيره را خواهد گرفت اگر بمانيد غرق می شويد.
تمام احساسها با دستپاچگی قايقهای خود را از انبارهای خانه های خود بيرون آوردند وتعميرش كردند.
همه چيز از يك طوفان بزرگ شروع شدوهوا به قدری خراب شد كه همه به سرعت سوار قايقها شدندوپارو زنان جزيره را ترك كردند.
در اين ميان عشق هم سوار قايقش بود اما به هنگام دور شدن از جزيره متوجه حيوانات جزيره شد
كه همگی به كنار جزيره آمده بودند و وحشت را نگه داشته بودندو نمی گذاشتند كه او سوار بر قايقش شود.
عشق به سرعت برگشت و قايقش را به همه حيوانات و وحشت زندانی شده سپرد.
آنها همگی سوار شدند و ديگر جائی برای عشق نماند.!!!!!!!!!
قايق رفت و عشق تنها در جزيره ماند. جزيره هر لحظه بيشتر به زير آب ميرفت و عشق تا زير گردن در آب فرو رفته بود.
او نمی ترسيد زيرا ترس جزيره را ترك كرده بود. فرياد زد و از همه احساسها كمك خواست.
اول كسی جوابش را نداد. در همان نزديكی قايق ثروتمندی را ديد و گفت:ثروتمندی عزيز به من كمك كن.
ثروتمندی گفت: متاسفم قايقم پر از پول و شمش و طلاست و جائی برای تو نيست.
عشق رو به (غرور) كرد وگفت: مرا نجات می دهی؟
غرور پاسخ داد: هرگز تو خيسی و مرا خيس ميكنی.
عشق رو به غم كرد و گفت: ای دوست عزيز مرا نجات بده
اما غم گفت: متاسفم دوست خوبم من به قدری غمگينم كه يارای كمك به تو را ندارم بلكه خودم احتياج به كمك دارم.
در اين حين خوشگذرانی وبيكاری از كنار عشق گذشتند ولی عشق هرگز از آنها كمك نخواست.
از دور شهوت را ديد و به او گفت: آيا به من كمك ميكنی؟ شهوت پاسخ داد البته كه نه!!!!!
سالها منتظر اين لحظه بودم كه تو بميری يادت هست هميشه مرا تحقير می كردی همه می گفتند تو از من برتری ، از مرگت خوشحال خواهم شد
عشق كه نمی توانست نا اميد باشد رو به سوی خداوند كردو گفت :خدايا مرا نجات بده
ناگهان صدائی از دور به گوشش رسيد كه فرياد می زد نگران نباش تو را نجات خواهم داد.
عشق به قدری آب خورده بود كه نتوانست خود را روی آب نگه دارد و بيهوش شد.
پس از به هوش آمدن خود را در قايق دانائی يافت
آفتاب در آسمان پديدارمی شد و دريا آرامتر شده بود. جزيره داشت آرام آرام از زير هجوم آب بيرون می آمد
و تمام احساسها امتحانشان را پس داده بودند
عشق برخواست به دانائی سلام كرد واز او تشكر كرد
دانائی پاسخ سلامش را داد وگفت: من شجاعتش را نداشتم كه به نجات تو بيايم شجاعت هم كه قايقش از من دور بود نمی توانست برای نجات تو بيايد
تعجب می كنم تو بدون من و شجاعت چطور به نجات حيوانات و وحشت رفتی؟
هميشه ميدانستم درون تو نيروئی هست كه در هيچ كدام از ما نيست. تو لايق فرماندهی تمام احساسها هستی.
عشق تشكر كرد و گفت: بايد بقيه را هم پيدا كنيم و به سمت جزيره برويم ولی قبل از رفتن می خواهم بانم كه چه كسی مرا نجات داد؟؟
دانائی گفت كه او زمان بود.
عشق با تعجب گفت: زمان؟؟!!!!!
دانائی لبخندی زد وپاسخ داد: بله چون اين فقط زمان است كه می تواند بزرگی و ارزش عشق را درك كند 
 

والنتاین بر همه عاشقان مبارک باد

 

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط پسری از دیار تنهایی
 
 
 
 

خدا هست

 

 

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت

 

در بین کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت

 

آنها در رابطه به موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند

 

رسید ((خدا)) وقتی به موضوع

 

من باور نمیکنم خدا هم وجود داشته باشد : آرایشگر گفت

 

 

چرا باور نمیکنی؟

 

 

 

کافیست به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد

 

به من بگو اگر خدا وجود داشت این همه مریض می شدند؟

 

بچه های بی سرپرست پیدا میشد؟

 

اگر خدا وجود میداشت نباید درد و رنجی وجود داشت

 

نمیتوانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه میداد این همه درد و رنج و

جود داشته باشد

 

مشتری لحظه ای فکر کرد اما جوابی نداد. چون نمیخواست جر و بحث کند

 

آرایشگر کارش را تمام کرد و

 

مشتری از مغازه بیرون رفت

 

به محض اینکه از مغازه بیرون آمد

 

مردی را دید با موهای بلند و کثیف

 

و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده

 

ظاهرش کثیف و به هم ریخته بود

 

مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد

 

و به آرایشگر گفت:

 

میدانی چیست! به نظر من آرایشگر ها هم وجود ندارند

 

 

چرا چنین حرفی میزنی؟

 

من اینجا هستم. من آرایشگرم

 

همین الان موهای تو را کوتاه کردم

 

نه.آریشگرها وجور ندارند

 

چون اگر وجود داشتند.هیچکس مثل مردی که

 

بیرون است. با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمیشد

 

نه بابا! آریشگرها وجود دارند

 

موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمیکنند

 

دقیقا نکته همین است

 

فقط مردم به او مراجعه نمیکنند و دنبالش نمیگردند

 

برای همین است که این همه درد و رنج در دنبا وجود دارد

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط پسری از دیار تنهایی
 
 
 
 

When I look at the flighet of the leaves

 

When I look at the flight of the leaves in

 

                      their floating down on to the paving of cobbles

 

            and see them swept up as if by an

 

artist who has finished his picture at last

 

 

I think how

 

           opened my veins. Unstoppably

 

                  lif spurts out with no remedy.

 

Now I set out bowls and plates.

 

Every bowl will be shallow.

 

Every plate will be small.

 

               And over flowing their rims,

 

into the blak earth, to nourish

 

                      the rushes unstoppaoly

 

                               without cure, gushes . . .

 

 

 

هنگامي كه نظاره مي‌كنم پرواز برگها را . . .

 

 هنگامي كه نظاره مي‌كنم  پرواز برگها را

 

                             در مسير سقوطشان بر سطح سنگفرش

 

            ومي‌بينم روييده‌شدنشان را به دست باد، چنانكه گويي

 

هنرمندي چيره‌دست، سرانجام نقاشي خود را به پايان رسانده است

آنگاه مي‌انديشم

 

                رگانم را نشتر مي‌زنم،

 

                                             زندگي است

 

                                                               كه

 فواره مي زند

 

                                                                                     پيوسته وناگزير،

 

و همه جام ها وپياله‌ها را

 

كه به يك صف چيده‌ام،

                                                                 لبريز مي‌كند،

 

وآنگاه بر خاك تيره

 

         فرو مي‌ريزد

                            

            تا پيوسته وناگزير

 

               فواره زند، جوشــان . .

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط پسری از دیار تنهایی
 
 
 
 

کاش چیزی را به نام عشق نمی‌آموختم.

 

کاش مفهوم دوست داشتن رو نمی‌دانستم چیست.

 

کاش این کلمات را نیاموخته بودم

 

کاش درس معلم را بر سر حرف ع‌ش‌ق یاد نمی گرفتم

 

ای کاش اون زمان حواسم جای دیگر بودو به چیز دیگری

 فکر می کردم

 

شیطنت می کردم و و یا با بغل دستیم حرف می زدم

 واین حرفها در مخم جا نمی‌ گرفت

 

راستی چرا یاد گرفتم؟اما فقط یاد گرفتم که خوب

 بنویسمشو خوب ادا

 

کنم صدایش را بکشم ع‌ع‌ع‌ع-ش‌ش‌ش‌ش-ق‌ق‌ق‌ق!!!

همین.

 

چیز دیگه ای بهمون یاد دادند؟یادمون ندادند که عشق

چیز کمی نیست.

 

یادمون ندادند که چگونه عشق بورزیم.یادمون

 ندادن؟نه....من بلد نیستم!!!

 

کاشکی معلم کلاس اولم اینجا بود.

 

کاشکی.........

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط پسری از دیار تنهایی
 
 
 
 

ظلمت شکافت، زهره را دیدیم و به ستیغ بر آمدیم

آذرخشی فرود آمد و ما را در نیایش فرو دید.

لرزان، گریستیم. خندان، گریستیم.

رگباری فرو کوفت:از در همدلی بودیم

سیاهی رفت. سر به آبی آسمان سودیم.در خور آسمانها شدیم....

سایه را به دره رها کردیم. لبخند را به فرا خنای تهی فشاندیم.

 

 

سکوت ما بهم پیوست و ما.....ما شدیم.

تنهایی ما تا دشت طلا دامن کشید.

آفتاب از چهره ما ترسید.

دریافتیم و خنده زدیم، نهفتیم و سوختیم

هر چه بهم تر، تنهاتر

از ستیغ جدا شدیم،

من به خاک آمدم و بنده شدم، تو به بالا رفتی و خدا شدی

 

 

نور را پیمودیم، دشت طلا را در نوشتیم

افسانه را چیدیم و پلاسیده فکندیم

کنار شن زار،آفتابی سایه بار، ما را نواخت.

درنگی کردیم، بر لب رود پهناور رمز، رؤیاها را سر بریدیم

ابری رسید و ما دیده فرو بستیم.

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط پسری از دیار تنهایی
 
 
 
 

اهل کوچه همه رفتند ولي ما مانديم حقمان است اگر بي کس وتنها مانديم در به روي همه وا بود ونمي دانستيم شهر لبريز خدا بود ونمي دانستيم هيچ تقصير کسي نيست اگر رنجوريم روشني هست خدا هست ولي ما کوريم

 

 

 

سلام به همه ی دوستای گلم امیدوارم که حالتون خوب باشه.

بعد از مدتها موفق شدم که وقت بکنم و وبلاگم رو آپ بکنم.

دلم خیلی براتون تنگ شده بود

 

میدونید من امشب خیلی خیلی خیلی خوشحالم چون که فردا من 20 ساله میشم

وایییییییی چه هیجانی داره که ادم 20 سالگی رو تجربه کنه.

 تولدم رو به خودم تبریک میگم.

۲۰ آذر روز متولد شدن منه.

 

تولد

تولد

تولدم مبارک...................

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط پسری از دیار تنهایی
 
 
 
  سلام به همه ی دوستای گلم

حرف خاصی برای گفتن ندارم

فقط اینکه بزودی آپ میکنم

خبره خوبی بود نه؟

منتظر باشید........

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط پسری از دیار تنهایی